Document Type : Original Article
Article Title Persian
Authors Persian
پیوستن رسمی ایران به سازمان همکاری شانگهای در ژوئیه ۲۰۲۳، یک تغییر ساختاری محوری در ژئوپلیتیک اوراسیا است که هدف آن کاهش اثرات رژیم تحریمهای جامع غرب با ایجاد یک معماری اقتصادی چندجانبه موازی است. این تحقیق با استفاده از رویکرد مطالعه موردی کیفی مقایسهای، شش بُعد از عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای، از جمله وابستگی استراتژیک آن به چین، کاهش جایگاه منطقهای آن نسبت به کشورهای عربی خلیج فارس و پیامدهای متمایز آن برای پنج کشور آسیای جنوبی (هند، پاکستان، افغانستان، بنگلادش، سریلانکا) را بررسی میکند. سه چارچوب نظری جدید ارائه شده است: نهادگرایی دولت تحریمشده، که بر ارزش نامتناسب عضویت در نهادهای چندجانبه برای کشورهای تحت تحریمهای جامع تأکید میکند؛ نظریه ترانزیت محور، که موقعیت جغرافیایی غیرقابل جایگزین ایران در کریدور بینالمللی شمال-جنوب را به عنوان یک اهرم ساختاری فراتر از فشارهای سیاسی تحلیل میکند؛ و دلارزدایی به عنوان یک استراتژی امنیتی، که جدایی مالی از سیستم دلاری را به عنوان یک سرمایهگذاری امنیت ملی تعریف میکند. یافتههای اصلی نشان میدهد که عضویت در سازمان همکاری شانگهای مزایای قابل اندازهگیری، از جمله صادرات پایدار نفت به چین به طور متوسط ۱.۴۳ میلیون بشکه در روز و کاهش بالقوه ۵۰ درصدی هزینههای ترانزیت در مقایسه با مسیر کانال سوئز را به همراه دارد؛ با این حال، چالشهای جدی همچنان باقی است، از جمله عدم تعادل ساختاری در تجارت دوجانبه با چین، اجرای ناقص توافقنامه مشارکت جامع ۲۵ ساله و فشار شدید بر شرکای جنوب آسیا برای انتخاب بین فرصتهای سازمان همکاری شانگهای و تحریمهای ثانویه ایالات متحده. این تحقیق نشان میدهد که مهاجرت بیش از ۱.۵ میلیون ایرانی تحصیلکرده، عمیقترین آسیبپذیری ساختاری بلندمدت این کشور است و عضویت در سازمان همکاری شانگهای یک تغییر جهت استراتژیک مؤثر است، نه یک راهحل جامع، که به حداکثر رساندن مزایای آن مستلزم مذاکره مجدد با چین در مورد برابری صنعتی، فعال کردن کریدور شمال-جنوب، توسعه ابزارهای مالی غیردلاری و سرمایهگذاری سیستماتیک در اقتصاد دانشبنیان است.
Keywords Persian