Iran’s Foreign Policy between the Two Revolutions

Author

Abstract

آیا ایران که در ادبیات علم سیاست به عنوان کشوری در حال توسعه، شرقی و کهن یاد; می شود، دارای الگوهای مشخص، قاعده مند، قابل بررسی و پیش بینی پذیر در محیط; بین الملل می باشد، به نحوی که بتوان آنها را در مطالعات سیاست خارجی مورد تحلیل; قرار داد؟ در این نوشتار نویسنده قصد دارد الگوهای شش گانه ای از سیاست خارجی; ایران بین دو انقلاب )از مشروطه تا اسلامی( را مورد تحلیل قرار دهد، که این الگوها; اغلب در دیالکتیکی میان آرمان گرایی موجود در هستی شناسی اندوهبار ایرانی و; واقع گرایی مترتب بر فضای بین الملل در نوسان است. در ابتدا جهان بینی نوستالژیک وار; ایرانیان که گونه ای از سازه های جمعی ذهنی آنها می باشد، مورد تحلیل قرار می گیرد.; بعد از آن علم ستیزی و رویکرد ضد تحصل گرایی در بعد معرفت شناسی ایرانیان بررسی; می شود. برآیند این دو غیبت بزرگی است که اصلی ترین پارادایم سیاست خارجی یعنی; واقع گرایی را به واکاوی می کشاند. برای اثبات فرضیه پژوهش شش الگوی سیاست; خارجی ایران بین دو انقلاب به صورت خلاصه ارزیابی می شوند تا نشان داده شود که; گذشته گرایی به خصوص با ناخودآگاه های تمدن ایران باستان و پوشش عرفانی، معرفتی; به شدت علم ستیز، ضد واقعیت را شکل داده که اغلب الگوهای سیاست خارجی ایران; را با چاشنی آرمان هایی بدون پشتوانه و ضمانت اجرا همراه ساخته است. البته دیالکتیک; میان دو فضای مختلف اغلب خلاقیت های امتیازآوری نیز برای ایران شکل داده است; که دستگاه وزارت امور خارجه در طراحی، اجرا و حتی ارزیابی این الگوها بسیار پیشرو; و کارآمد بوده است.

Keywords


Article Title [فارسی]

سیاست خارجی ایران بین دو انقلاب

Abstract [فارسی]

Does Iran, which is known in political science literature as a developing, oriental and ancient country, have specific, examinable and predictable models in a way that can be applied to foreign policy studies? In this study the author intends to analyze six models of Iranian foreign policy between the two revolutions (from the constitutional to the Islamic); these patterns have been fluctuating dialectically between an idealism embedded in the Iranian grieving ontology and realism as it relates to the international environment. At the beginning, the nostalgic worldview of Iranians that is a reflection of their subjective collective constructs is analyzed. Then counter-scientism and anti-positivism in Iranian epistemology is studies. The outcome of these two is the absence of realism as the most significant paradigm of foreign policy. In order to prove the assumption, six models of Iranian foreign policy will be briefly assessed with the aim of demonstrating how the unconsciousness of Iranian ancient civilization and mystical and severely anti-science and anti-reality covers have given life to an anti-reality which has caused Iranian foreign policy patterns to be infused with unwarranted idealism. The dialectic between the two different atmospheres, however, has given way to creative models; and the Iranian Ministry of Foreign Affairs has been efficient and taken the initiative in their design, implementation and assessment.

Keywords [فارسی]

  • الگو
  • سیاست خارجی
  • نوستالژی
  • ایران
  • واقع گرایی