Continuity and Change in the Construction of Enemy Image in Pre-Revolutionary Iran

Authors

Abstract

What paved the way for the establishment of the foreign policy of the Pahlavi dynasty in Iran? This paper seeks to analyze the phenomenon of the construction of the enemy image in the diplomatic history of Iran from 1798 to 1921 and assess its historical roots as it can be useful for the understanding of the attitudes of Iranian policy makers towards the West. The authors’ proposal is to explain the construction of enemy image in a historical context in the cognitive structure of Iranian political leaders towards the great powers in the 20th century until the advent of the Islamic Revolution in February 1979. In doing so, the authors have proposed the following hypothesis: With the continuation of Iran’s diplomatic relations with Western powers (Great Britain and Russia) under the Qajar dynasty in 1798, a process took shape which gradually led to the construction of an enemy image in the cognitive structure of future Iranian statesmen in the Pahlavi era, underpinning their political relationships with contemporary powers. The authors’ findings include the notion that the historical process in question under the Qajar Dynasty involved a combination of military domination, political influence and economic exploitation by the aforementioned powers.

Keywords


Article Title [فارسی]

مناسبات سیاسی ایران از 1798 تا 1921، ساختار ادراکی و ساخت تصویرِ دشمن

Abstract [فارسی]

با کودتای فوریه 1921 مقدمات تشکیل سلسلۀ پهلوی توسط در ایران فراهم آمد. در این روند، رضاشاه پهلوی به تدریج پس از تثبیت قدرت خود از بریتانیا دور شد و تصویری به مثابۀ دشمن از این قدرت به دست داد. اگرچه ایران تحت حکومت رضاشاه مناسبات کاملاً دوستانه‌ای با رژیم نوپای شوروی نداشت، اما لبۀ تیز دشمنی رضاشاه متوجه بریتانیا بود. پس از برافتادن رضاشاه به مساعی بریتانیا در خلال جنگ جهانی دوم، محمد رضاشاه پهلوی نیز تقریباً همین مسیر را طی کرد. وی همواره با بزرگنمایی خطر شوروی سعی در نزدیکی بیشتر به آمریکا کرد. در واقع هدف محمد رضاشاه از اتخاذ این رویکرد تثبیت رژیم خود در ذیل اتحاد با اردوگاه غرب در خلال جنگ سرد بود. بدین ترتیب مشاهده می‌شود که در طول سده بیستم میلادی پادشاهان پهلوی همواره در پویش‌های خارجی ایران تصویری از دشمن به نمایش گذاشتند. این مقاله در صدد تحلیل چگونگی این مسأله و ریشه‌یابی تاریخی آن است، چرا که پرداختن به این مسأله می‌تواند در بازشناسی رویکرد کارگزاران سیاسی ایران نسبت به عنصر غرب مفید به فایده باشد. در این جهت نویسنده این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان در یک بستر تاریخی، ساخت تصویر دشمن را در ساختار ادراکی رهبران سیاسی ایران نسبت به قدرت‌های بزرگ در خلال قرن بیستم تا وقوع انقلاب اسلامی فوریه 1979 توضیح داد؟ در پاسخ به این پرسش، نویسنده به این فرضیه دست یافت که با آغاز مناسبات سیاسی ایران در عصر قاجار از 1798 با عنصر غرب (قدرت‌های بریتانیا و روسیه) تدریجاً به روندی شکل داد که به تولید تصویر دشمن در ساختار ادراکی حکومتگران بعدی ایران در عصر پهلوی انجامید و آنان بر این مبنا مناسبات سیاسی خود را با قدرت‌های معاصر خود پی‌ریزی کردند. از این رهگذر، یافته نویسنده آن است که روند تاریخی مورد نظر در عصر قاجار آمیزه‌ای از غلبۀ نظامی، نفوذ سیاسی و بهره‌برداری اقتصادی قدرت‌های نامبرده بود.

Keywords [فارسی]

  • ایران
  • مناسبات سیاسی
  • قاجاریه
  • بریتانیا
  • روسیه
  • تصویر دشمن