Security Architecture in the Persian Gulf: A Comprehensive Appraisal

Authors

Abstract

This article focuses on the security architecture of the Persian Gulf. Since the British left the Persian Gulf in 1971, maintaining the security of this strategic body of water has been a major concern for the governments of the region and for those who depend on energy supply from this region. Four decades later, after a revolution, three major wars, and regime changes in the region, defining a security system for the Persian Gulf remains a significant challenge. This article reviews the past security arrangements in the Persian Gulf and proposes a new framework for Persian Gulf security. Study of previous and current security patterns in the region reveal that the existing security frameworks have failed to ensure stability and led to massive direct military confrontations in the Persian Gulf. The authors argue that the failed strategies and theories of balance of power and arms race would intensify the atmosphere of mistrust and animosity in the region. They suggest that any meaningful security arrangement should involve all major regional actors the Persian Gulf. They conclude that common security can only be achieved through comprehensive security architecture in the region. Although they insist that achieving this objective needs confidence-building measures to be considered by regional actors.

Keywords


Article Title [فارسی]

ساختار امنیتی در خلیج فارس: یک بررسی فراگیر

Abstract [فارسی]

این مقاله بر ساختار امنیتی خلیج فارس متمرکز است. بعد از آنکه بریتانیا در سال ١٩٧١ خلیج فارس را ترک گفت حفظ امنیت این آبراه استراتژیک یکی از مهمترین نگرانی‌های دولت‌های منطقه و آنهایی است که در تأمین انرژی خود به این منطقه وابسته‌اند. بعد از چهل سال، یک انقلاب، سه جنگ بزرگ و تغییر رژیم‌ها در این منطقه تعریف سیستمی امنیتی برای خلیج فارس همچنان یک چالش بزرگ است. این مقاله به مرور توافقات امنیتی گذشته در خلیج فارس می‌پردازد و چارچوبی جدید برای امنیت خلیج فارس ارائه می‌کند. نگاهی به الگوهای امنیتی گذشته و در حال حاضر در منطقه بیانگر این واقعیت است که تمامی چارچوب‌های امنیتی امتحان شده، نه تنها به ثبات در منطقه نیانجامیده‌اند بلکه منجر به حضور مستقیم و پررنگ واشنگتن در خلیج فارس شده‌اند. نویسندگان بر این عقیده‌اند که استراتژی‌های شکست خورده توازن قوا و مسابقه تسلیحاتی، منجر به تشدید بی‌اعتمادی و عداوت در منطقه شده است. بر این اساس هرگونه توافق امنیتی باید در برگیرنده تمامی بازیگران اصلی خلیج فارس باشد. همچنین نویسندگان این مقاله بر این باورند امنیت مشترک از طریق ساختار امنیتی فراگیر در منطقه قابل دسترسی خواهد بود. آنها تأکید دارند که دستیابی به این هدف نیازمند اعتماد سازی در منطقه است.

Keywords [فارسی]

  • خلیج فارس
  • امنیت مشترک
  • بازیگران منطقه‌ای
  • توازن قوا
  • همکاری